No icon

رسانه ها و خبرنگاران از محکوم کردن خسته شده اند و مسئونیت می خواهند

تجلیل از روز جهانی مطبوعات یا به مسخره گرفتن خبرنگاران!

نهاد های حامی رسانه ها، یک بار دیگر با تجلیل از روز مطبوعات، رسانه ها و شهدای آزادی بیان را به مسخره می گیرند، لطفا بجای تجلیل از روز مطبوعات به خبرنگاران مسئونیت ایجاد کنید.

خبرنگاران به شهادت می رسند، زخمی می شوند ومورد تحقیر قرار می گیرند؛ فقط و فقط برای شهدا بهشت برین برای زخمیان شفای عاجل می خواهید. رسانه ها و خبرنگاران از محکوم کردن خسته شده اند و مسئونیت می خواهند.  

سوم می، مصادف است با روز جهانی مطبوعات، که همه ساله از این روز در تمام دنیا به عنوان روز مطبوعات و رسانه ها تجلیل به عمل می آید.

روز جهانی مطبوعات در حالی فرا می رسد، که افغانستان در فصل نخست سال 1397 خورشیدی بیش از ده خبرنگار خویش را از دست داده و ده ها خبرنگار دیگر نیز در راه اطلاع رسانی زخم برداشتند.

این یک امر مسلم است که رسانه ها دردنیا به عنوان رکن چهارم حکومت ها ملقب است و همواره به عنوان ناظر عملکرد های حکومت فعالیت کرده اند.

در افغانستان نیز شاید اغراق آمیز نباشد که بگویم اگر تغیراتی در فرهنگ و ساختار های جامعه رونما گردیده، دست آورد رسانه ها بوده است. با آنکه در کنار حکومت، رسانه ها هم کاستی خویش را داشته اند؛ اما بصورت عموم رسانه ها همواره از کجی ها و نا رسایی های که سبب اخلال در نظم شده و به نحوی منافع ملی را صدمه می زند صدا بلند کرده و در بد ترین شرایط به وظایف شان ادامه داده اند، حتی به سرحد تحدید به مرگ و هدف قرار گرفتن.

با آنکه حکومت قبلی و حکومت فعلی در شمار دست آورد هایش، آزادی بیان ویا آزادی رسانه ها را در صدر فهرست قرار داده و می دهد؛ اما آزادی رسانه ها در افغانستان هیچگاهی به معنی واقعی آن مصداق نیافت.

 طی دو دهه گذشته، دها خبرنگار در راه اطلاع رسانی جان باختند و صدها تن دیگر شان زخم برداشتند. با وجود این امروزه نیز کارمندان رسانه ها در امر اطلاع رسانی مسئون نیستند و همواره تحقیر، تحدید و قربانی می شوند.

هر چند طی دو دهه گذشته نهاد های زیادی بنام مدافع خبرنگاران عرض اندام کرده و پروژه های میلونی را از نهاد های بین المللی حامی رسانه ها بدست آوردند؛ اما چنان بنظر می رسد که مانند سایر فساد های میلونی در حکومت، این کمک ها نیز به غارت برده شد و بس؛ زیرا نهادهای مذکور نتوانستند هیچ طرح عملی یی که بتواند از حقوق اساسی یک خبرنگار در سطح ملی و بین المللی دفاع کند را بریزند و عملی نمایند.

در نهایت امر دست آورد این نهاد ها فقط و فقط توشیح قانون حق دسترسی به اطلاعات بوده است که آنهم جنبه عملی ندارد و  فقط در روی کاغذ باقی مانده است.

خبرنگاران امروز هیچ ارزشی نزد حکومت و نهاد های حامی رسانه ها ندارند و در امر اطلاع رسانی، در مرکز و ولایات با برخورد های زشت و نا مناسب نهاد های حکومتی، به ویژه کارمندان پولیس و امنیت مواجه می شوند.

 با توجه به موارد فوق، رسانه ها و کارمندان رسانه یی به این نتیجه رسیده اند که نمی توان هیچ نوع انتظاری  نه از حکومت و نه از نهاد های موسوم به نهاد های حامی رسانه ها، در امر تامین حقوق خبرنگاران در کشور داشته باشند؛ زیرا با توجه به تاریخ مشقت بار اطلاع رسانی در کشور، ده ها خبرنگار به شهادت رسیده و دها تن دیگر شان نیز زخم برداشته اند؛ اما هیچ گونه همکاری که ضامن حیات خانواده شهدای آزادی بیان در کشور باشد، وجود نداشته و ندارد.

در چنین شرایطی، ایجاب می کند تا رسانه ها صدا بلند کرده و خواست های شان را طی نامه ی سر گشاده یی به نهاد های بین المللی حامی رسانه ها و آزادی بیان  ابلاغ نمایند.

با احترام عبیدالله قرلق

 

 

 

Comment